روزهای گشت و گذار تابستانی - تاریخ: 1398/7/30 ساعت: 3:13
سلاماز روزی که ماه رمضون تموم شد و با شروع هوای گرم کلا گشت و گذارهامون بیشتر شده.تو این مدت کلی پارک و بوستان رفتیم و اخر هفته بعد هم میریم طالقان.البته مهم تر از همه اینا اینکه دارم دنبال تور ترکیه
یه سفر دیگه - تاریخ: 1398/7/30 ساعت: 3:13
سلامووو چقدر هوا گرم شده!!! لامصب ادم فکر می کنه تو کوره اتیش میره و میاد.بعد 3 سال دوباره عازم سفرم! یعنی منظورم سفر به ترکیه. سری قبل که رفتم انتالیا و خیلی خوشگذشت و امسال با همسرجان داریم میریم اس
ارزش ملی - تاریخ: 1398/7/30 ساعت: 3:13
سلامسه شنبه ای که گذشت ساعت 5 صبح رسیدیم خونه و چون اون روز رو هم مرخصی گرفته بودم بهحالت مرگ افتادم رو تخت و خوابیدم.سفـر 5 روز و خاطـــره انگیز استانبول هم تموم شد. اینقدر جاهای مخنلف رفتیم که شب ها
پستی ها و بلندی ها - تاریخ: 1398/7/30 ساعت: 3:13
سلامکم پیش میاد این وقت شب بشینم پست بنویسم ولی خوب حالا پیش اومده.امروز صبح که فوتبال بودم اینقدر بهم فشار اومد که تا رسیدم خونه افتادم و یکمی هم سر درد داشتمولی بعد از ناهار کم کم خوب شدم.از وقتی که
رو به جلو - تاریخ: 1398/7/30 ساعت: 3:13
سلامروزتون خوش!چند وقتی شد که قسمت نشد بنویسم ولی خوب امروز دیگه گفتم حتما بیام بنویسم چون خیلیxa0داشت با پست قبلی ان فاصله میفتاد.اتفاقات زیر و درشت زیاد داشتم که بخوابم ثبتش کنم و بعدها باهاشون خاطره
سنت شکنی - تاریخ: 1398/7/30 ساعت: 3:13
سلامالان مثلا کلی تو خودم تغییرات دادم و دارم به جای جمعه ها وسط هفته پست می نویسممثل تابستون سال قبل حساسیت فصلی سراغم اومده ولی چیزی که بیشتر اذیتم می کنــه خارشچشمام هست. واسه همین دکتر رفتم و دارو
امراض سفر - تاریخ: 1398/7/30 ساعت: 3:13
سلامشدم مثل این پیرمردها که همه درد و مرض هاشون میزنه بیرون!!!دو هفته پیش که از شمال برگشتم فرداش گلو درد داشتم به حدی که دو روز بعدش رفتــــم دکتر و یکامپول قوی برام زد. مثل اینکه میکروب یا عفونت وار
با فاصله - تاریخ: 1398/7/30 ساعت: 3:13
سلامیکی دو هفته ای بیشتر نشد از سر تنبلی ننوشتم.مدتی هست که چهارزانو میشینم پشت ساق پای چپم درد میگیره. دیگه یواش یواش 30 رو دارم ردمی کنم و این یعنی افتادم تو سراشیبی زندگی!امروز صبح رفتم فوتبال و بع
نقاهت - تاریخ: 1398/7/30 ساعت: 3:13
سلامنمی دونم چرا مدتی هست که کلا با مریضی زندگی میکنم و خوب نمیشم. تابستون که شروع میشهحساسیت ها هم میان. بعدا از اون عفونت اومد تو بدنم حالا هم که اون خوب بود حالا دوباره عطسه وابریزش بینی.جدای از هم
چه طولانی - تاریخ: 1397/12/4 ساعت: 4:10
سلاماینقدر مشغله پیدا کردم که بعد از سه هفته اونم اخر شب وقت کردم پست بنویسمقبل از سفر به کیش نوشته بودم و خوشبختانه از هواپیماهای ایران جان سالم به در بردیم. البتهxa0برگشت خیلی خوب بود ولی رفتنی سکته ک
کارگر زحمت کش - تاریخ: 1397/11/24 ساعت: 4:04
سلام امروز مثل یک کارگر زحمتکش کلی اثاث جابه جا کردم و بردم خونه خودم. هر چند که کارهت تمومی نداره ولی دیگه کم کم رو به پایانه.لباس عروس و ارایشگاه وفیلمبرداری و سالن و خیلی چیزا دیگه اوکی شده. فقط مو
اغاز راه جدید زندگیم - تاریخ: 1397/10/29 ساعت: 12:25
سلام از وقتی وبلاگم رو ساختم همه اتفاقات ریز و درشت زندگیم رو ثبت کردم. اما امروز ویژه ترین اتفاق زندگیم رو دارم ثبت می کنم. از این تاریخ به بعد زندگی من احمد وارد نیمه دوم و مهمxa0زندگی اش شد. خداروشکر
کم سابقه - تاریخ: 1397/10/29 ساعت: 12:25
سلام تو این چند سال سابقه نداشته که به این مدت پای لبتاپم نباشم اهنگ گوش ندم و پست ننویسم به قدری این روزها درگیر کارهای عروسی ام بودم که حد نداشته!! البته بعد از کلی دوندگی بابت اماده کردن خونه ام و
برخلاف همیشه - تاریخ: 1397/10/29 ساعت: 12:25
سلام اینقدر این روزهایی که می تونم بعد از سرکــــار بیا خونه و استراحت کنم کم شده که وقتی میام باورم نمیشه خونه امxa0انگاری داره برام خاطره میشه. به قدری این روزها درگیرم که نمی فهمم روزها چطوری دارن می
رو چرخ زندگی - تاریخ: 1397/10/29 ساعت: 12:25
سلام یه مدتـی هست چشمام حساسیت پیدا کردن و میخارن. با اینکه دکتر رفتم و قطره میریزم ولی موقــتxa0خوب میشه و دوباره شروع میشه. هر چند از خاروندن لذت زیادی میبرم ولی چشم یکم خطریه! مثل چند صباح گذشته به خ
سفر خوب - تاریخ: 1397/10/29 ساعت: 12:25
سلام بعد از ماه ها چند روزی رو بالاخره مسافرت رفتم. خیلی هم خوش گذشت و خوب بود. از هوا گرفته تا خلوتی جاده ها و سایر موارد. از محمود اباد گرفته تا نور و نمک ابرود و سلمانشهر و تنکابن و... زیر پا گذاشت
دیر و زود - تاریخ: 1397/10/29 ساعت: 12:25
سلام یه زمانی هر روز می تونستم به وبم سر بزنم الان شده هر یکی دو هفته یک بار!!! البته این همیشگی نیست و بعدا که کارای عروسی ام تموم بشه بیشتر می تونم نت بچرخم. متاسفانه مادربزرگ خانم فوت شد. خدا رحمتش
کم کارتر از همیشه - تاریخ: 1397/10/29 ساعت: 12:25
سلام به قدری کمتر میام پای لبتاپ که پست نوشتن هام به روز شمار افتادن!!! امروز بهشت زهرا بودیم و چهلم مادربزرگ خانمم هم برگزار شد. اینقدررر تو ترافیک موندیم که حد نداشت. واقعا تو تهران اصلا ارزش نداره
یکی دیگه - تاریخ: 1397/10/29 ساعت: 12:25
سلام روزگار داره رو دور تند میگذره. اتفاقات برنامه ها ارزوها ناکامی ها شادی ها همه و همه دارن پشت سر هم مثل یک سریال ثبت میشن. هیچکی هم نمی دونه کی نوار این فیلم قطع میشه. ولی همچنان همه مون در حال سا
رو روال - تاریخ: 1397/10/29 ساعت: 12:25
سلام با اینکه چند روزیه وارد زمستون شدیم ولی همچنان واسه ما که بیشتر سواره موتوریم خیلــــی بد نبوده. البته اوجش هم همین دوماه آینده خواهد بود. واسه من زندگی مثل همیشه رو روال خیلی سریع داره میره جلو.