سلام
الان مثلا کلی تو خودم تغییرات دادم و دارم به جای جمعه ها وسط هفته پست می نویسم![]()
مثل تابستون سال قبل حساسیت فصلی سراغم اومده ولی چیزی که بیشتر اذیتم می کنــه خارش
چشمام هست. واسه همین دکتر رفتم و داروهاشو باید بگیرم مصرف کنم.
البته اشتباه کردم عینک دودی نگرفتم و با موتور همه اش تو افتاب رفتم و اومدم حساسیت چشمام
خیلی بیشتر شد.
سرکار خداروشکر خیلی اروم هست و جام رو عوض کردم کارم کمتر شده!
فقط اینکه مثل همیشه کمبود خواب دارم
جمعه شب با بچه خواهرم رفتیم ارم و تا اومدیم خونه و خوابیدیم ساعت 2 شب شد دیگه صبحــش
مثل جنازه از جا بلند شدم و رفتم سرکار.
برعکس خانمم و بچه خواهرم و شوهرش اصلا بازی های هیجانی رو دوست ندارم. یه سورتمه سوار
شدم اونم اخرش داشتم بالا می اوردم. نمیونم بعضی سوار بازی میشن و میرن اون بالاااا
اخر این هفته برای دو سه روزی میرم شمال.شهر اول امل هست ولی ببینیم برنامه چطور پیش میره
دیشب رو خونه مامان خودم بودیم و امشب باید بریم اون سمت.
همیشه فکر می کردیم بعد عروسی مهمونی ها کمتر بشه ولی فعلا که همچین خبری نیس!
فوتبال ها هم خداروشکر شروع شد و پرسپولیس ببینیم این فصل چی کار میکنه.
یادمه از اواخر دوران دبستان به صدای ابی علاقه مند شدم و شد خواننده مورد علاقه ام و همیشه
پیگیر کاراش بودم و با تموم وجود اهنگاش و دوست داشتم.
ولی متاسفانه بعد از البوم درخت ذره ذره از ترانه سرای محبوبم اردلان سرفراز و اهنگسازی فریدزلاند
دور شد و اخرش هم شد این البوم خیلیییی ضعیف که داد بیرون.
اینا همه ثمره برنامه ریزی های همسر و پسرخوندشه که بعد از اون همه هنر بره کنار دست ساسی و
کامران هومن و ....
کلا بعد از دهه 90 موسیقی ایران رو به افول رفت و الانم که 90% اهنگا پرت و پلاست.
برم کم کم اماده بشم.
بعدشم که مثل جنازه برسم خونه و بخوابم![]()
ستاره های سربی فانوسک های خاموش
من و هجوم گریه از یاد تو فراموش
زندگی من احمد...ما را در سایت زندگی من احمد دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 223