
سلاماین روزها پر از خبر وبا اتفاقات ریز و درشت برای همه می گذشت. خصوصا تو رسانه های ازاد کهوضعیت اعتراضات رو نشون میداد. هر چند که تقریبا همه چی اروم ولی این حس عدم رضایت زیرپوست همه باقی موند تا بالاخره یه روزی فوران کنه.مثل همیشه مانند کشورهای کمونیستی همه چی فیلتر شد و فقط خبر های دولتی از تی ویواسه مردم پخش میشه. فعلا که باید بهشت اجباری رو تحمل کنیم.احتمالا با این اوصاف دوباره همه برگردن به وبلاگ نویسی و یاهو مسنجر!!!قرار بود جمعه این هفته دوسه روزی بریم مشهد ولی از هفته قبل که همسرم مریض ش...
ادامه مطلب
سلام بعد از ماه ها چند روزی رو بالاخره مسافرت رفتم. خیلی هم خوش گذشت و خوب بود. از هوا گرفته تا خلوتی جاده ها و سایر موارد. از محمود اباد گرفته تا نور و نمک ابرود و سلمانشهر و تنکابن و... زیر پا گذاشت...
ادامه مطلب
سلام خیلی وقت بود صحبتش بود که با پسرخالم و پسرداییم بریم سرعین. البته قبلا رفته بودیم وقراربود مهر بریم که افتاد تو اذرماه. جمعه هفته پیش رفتیم و یکشنبه برگشتیم. خوشبختانه بر خلاف بیشتر جاها اونجا اصلا برف نیومده بود و راحت رفتیم و برگشتیم. همیشه صبحونه های اونجا می چسبه و دلتون نخواد تا می تونستیم سرشیر و عسل می خوردیم. البته برگشتنی تو راه یکم حالم بد شد ولی خوب تو راه رفتم دکی و با امپول خداروشکر خوب شدم. این دو سه هفته وسطش تعطیلی داشت و خیلی سریع تر از همیشه گذشت. هفته بعدی هم ...
ادامه مطلب
سلام هفته ی قبل خوبی بود و نصف هفته رو سرکلاس بودم مخصوصا روزهایی که شعبه خیلی شلوغ بود. پس فرداxa0رو مرخصی گرفتم که با داداشم بریم شمال که قسمت نشد و نمیرم. البته خداروشکر هوا هم داره کم کم خوب میشه هرچند که واسه من که موتورسوارم سرد شدن بیش از حـدxa0هوا خیلی خوب نخواهد بود. تا اخر ابان خوبه و بعدش دیگه سرد میشه. تو هفته رفتـــــــــم ساختمون مرکزی و مصاحبه دادم برای ای تی! اول اینکه اصلا نمی دونیم چ...
ادامه مطلب
سلام خیلی وقته که بر حسب عادتی کردم جمعه ها پست می نویسم ولی چون پنجشنبه با پسرداییم و پسرخالمxa0رفتیم شمال واسه همین الان دارم می نویسم. کلا سفر 1 روزه یکم خسته کنندس ولی خوب بعد از مدتها می طلبید. من و پسرداییم با ماشین من رفتیم وبرگشتنی خودم پشت فرمون بودم که تو جاده چالوس یک پژو سر خوردو خوردش به ...
ادامه مطلب
» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید. ...
ادامه مطلب
سلام اینقدر سرکار دستم رو موس و کیبورد هست که انگشت های دستم درد میکنه. وقتی فکر می کنم 30سال دیگه باید این روال رو ادامه بدم از همه چی ناامید میشم. تازه اگه تا اون موقع زنده باشم. سرکار نسبتا خلوت هست.مثل همیشه جابه جایی ها انجام شد ولی من سرجای خودم فعلا هستم. پنجشنبه شب با داداشام اینا رفتیم بوستان جوانمردان. ماشینم پیش داداشم بود و با موتور رفتم خونه شــون ازش گرفتم و حالا واسه موتورم باید دوباره برم اونجا. میگه ماشینت و بفروش به من. البته تو سرم هست کــه موتور و ماشینم رو عوض کنم ولی چیزی و...
ادامه مطلب