خیلی دور

خرید بک لینک

سلام

خیلی کمتر میشه بیام پای لب تاپ و بنویسم.

گاهی اوقات فکر می کنم نوشتن رو تعطیل کنم گاهی وقت ها هم میگم چند وقت یه بار بیام و

اتفاقات زندگی ام رو ثبت بکنم.

البته وقتی هم میام پای لب تاپ مهرسا میاد پیشم و میگه بزار من بازی کنم.

الانم داره ظرف میشوره وگرنه نمیزاشت من بشیم و بنویسم.

این روزها درگیر کار و روزهای پایان سال هستم و البته ساخت خونه که خیلی کار فرسایشی هست

چون باید با همه جور ادم سروکله بزنی و واسه همه چی درگیر هستی.

از شهرداری گرفته تا پیمان کار و کارگر و مهندس هااااا.

ماشین رو تحویل گرفتیم و نگرفته فروختیمش رفت!!! واسه هزینه های ساخت به پولش نیاز داشتیم.

کلا به ما نیومده ماشین صفر داشته باشیم قبلا هم که گرفتم یا همون لحظه یا حداکثر 6 ماه بعدش

فروختمش. خوشبختانه به همکارم هم فروختم و بدون استرس معامله انجام شد.

با غریبه سخته مخصوصا تو این اوضاع که نمیشه به کسی اعتماد کرد.

البته سری بعد دیگه یه ماشین خوب میگیرم و نگهش میدارم دیگه.

تا ببینم خدا چی می خواد برامون...


زندگی من احمد...

ما را در سایت زندگی من احمد دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 16 تاريخ: جمعه 30 آبان 1404 ساعت: 20:49

صفحه بندی